دقیقه 90

این روزها احساس خیلی عجیبی دارم. به تمام دوستان پیشنهاد می­کنم قدر زمان حال را بدانند. وقتی به دقیقه 90 نزدیک می شوید یک احساس عجیب در شما زنده می­شود. احساسی آمیخته از شادی، غم، ترس و دلهره. خیلی سخت است که من و شماها همگی حدود 30 سال در مکانی با آدمهای خاص ان نقطه که با انها از جنبه های گوناگونی نظیر زبان، نژاد، ظاهر، دین و...  با ما مشترک بوده اند و صد در صد بخش وسیعی از باورها و خاطره های ما را می سازند وداع کنیم. همه چیز را می خواهیم بگذاریم و با یک چمدان یا حداکثر چند کارتون برویم در دنیای دیگر. مطمئنا" همه ما خیلی بیشتر از چند چمدون وابستگی داریم. وقتی به این مرحله رسیدید باید بسیار هوشیار باشید. باید آنچنان هدف قوی برای خودمان ترسیم کرده باشیم که بتوانیم از تمام این سختی ها یکی پس از دیگری عبور کنیم.

با یکسری از دوستان که 2و3 سالی در استرالیا به سر می برند صحبت می کردم همه آنها می گفتند در سال اول چندین بار چمدانهایمان را بستیم تا بر گردیم. پس راه اسانی جلویمان نیست و نباید باورهای بسیار زیبایی برای خودمان ترسیم کنیم. باید سعی کنیم باورهای واقع بینانه ای داشته باشیم. یک جنبه بسیار مثبت به نظر من اینست که من و شما فرصت زندگی کردن در دو محیط متفاوت را بدست می آوریم و این می تواند بسیار زیبایی همراه با کسب تجربه داشته باشد.

به امید شنیدن جواب ویزای همه دوستان به زودی.

می خواهم اطلاعاتی که دوستان بسایر خوب از جمله الهام  و نیکی و مریم در سایتهایشان گذاشته اند رو در این وبلاگ بگذارم. و تقریبا وبلاگی بشه با یکسری اطلاعات خوب و خلاصه همراه با تجربه های قشنگ بچه ها بخصوص در مرحله بعد از دریافت ویزا نظر دوستان چی است؟ و کسانی که می توانند کمکم کنند خوشحال می شوم اعلام آمادگی بدهند.

ایمیل Rakhsh@gmail.com مکاتبه نمایید.

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
پندار

موفق باشی فرهود خان. از مطالبت استفاده کردم. آپ کردی ما رم خبر کن. در ضمن... اگه یه توضیحی درباره شروع پروسه و مدارک لازم میدادی ممنون میشدم. قربانت.

پندار

راستی آرزو میکنم فردای خوبی در استرالیا داشته باشی عزیز.

ممنون- حتما به نظرم بهترین مطالب تجربه دوستان تو این راه هست شما هم سوال خاصی دارید می توانید برام میل یزنید